چگونه مغز ما یاد نگرفتن را یاد می گیرد؟

  • کد خبر: 100000
  • زمان: شنبه , 1397/12/06
  • تعداد بازدید : 205
  • نویسنده : م. ت.
  • موضوع : روانشناسی
چگونه مغز ما یاد نگرفتن را یاد می گیرد؟

شرحی مختصر بر شناسایی دلایل عدم یادگیری زبان در ما ...


بر اساس آمار سرشماری سال 1395 تعداد کل جمعیت با سواد کشور حدود 63 میلیون نفر اعلام گردیده است، که با یک حساب ساده سر انگشتی، می توان اهمیت یادگیری زبان را از نظر هزینه های مالی بررسی نمود. اگر هر فرد با سواد در کشور یک بار تجربه یادگیری زبان را در مراکز آموزشی داشته باشد و اگر قیمت حداقلی 1 میلیون ریال برای شهریه افراد (در طول عمر خود) را در نظر بگیریم، ما با یک هزینه 63 هزارمیلیارد ریالی آموزشی روبرو می شویم ...
حال بیاییم با خود صادق باشیم. با فرض 63 هزار میلیارد ریال هزینه برای یادگیری زبان های خارجی، چقدر توانسته ایم از این سهم، درست استفاده کنیم؟
مشکل از کجا شروع می شود؟
اولین مشکلی که ما با آن روبرو بوده و هستیم، نداشتن شناخت کافی از ساختار یادگیری زبان در مغزمان بوده و هست. ما یاد گرفته ایم که چگونه باید زبان را با کلمات و گرامر حفظ کنیم، اما آیا این راه درستی برای یادگیری بوده است؟ آیا شیوه های آموزشی ما برای یادگیری زبان درست بوده است؟ مراکز آموزشی زبان های خارجی، در این عدم یادگیری ناخواسته چه نقشی را ایفا کرده اند؟ اگر در کلاس های آموزشی زبان شرکت کرده باشیم خوب این مسئله را درک می کنیم. استادی وارد کلاس می شود و از ابتدا به زبان دوم شروع به صحبت می کند، در ما اضطراب شدیدی از فضا بوجود می آید. این شیوه آموزشی را غرقه سازی می گویند و ما را در دنیای زبانی دیگر به امید یاد گرفتن شنا از روی اضطراب آموزشی غرق می کند. اما این شیوه چه معایبی دارد؟ اضطراب اولیه ما تبدیل به اختلال روانی می شود، اختلالی که به آن اختلال زبان هراسی (xenoglossophobia) می گویند. حال این اختلال با ما چه می کند؟

اثرات اضطراب زبان هراسی به ویژه در کلاس زبان خارجی مشهود است و اضطراب، شاخصی قوی از عملکرد تحصیلی است. اضطراب بر اعتماد، عزت نفس و سطح مشارکت فراگیر تاثیر می گذارد. فراگیران مضطرب، از زمان اولین آموزش زبان های خارجی خود سخن می گویند: اعتماد به نفس ندارند، کمتر قادر به خود شکوفایی و شناسایی اشتباهات زبانی خود هستند و بیشتر به استراتژی های اجتناب از قبیل غیبت در کلاس استفاده می کنند. فراگیران  مضطرب همچنین  مطالب مکرر آموخته شده کلاسی را مکرراً فراموش می کنند و تمایل دارند در فعالیت های کلاس درس غیر فعال تر از همتایان کمتر مضطرب خود باشند و نهایتا برای رهایی از این اختلال، راهکارهای درونی برای خود اتخاذ می کنند. زبان انگلیسی سخت است، پیچیده است و من توانایی یادگیری آن را ندارم. و نهایتا ترک همیشگی کلاس و آموزش را بهترین راهکار می پندارند. این راهکار به او اعتماد به نفس از بین رفته را بصورت موقت باز می گرداند. اما یک اتفاق، مسافرت و یا برخورد با توریست، دوباره این موضوع را در ذهن او بوجود می آورد. چرا من زبان بلد نیستم؟ و شاید دوباره بازگشت به شیوه های یادگیری اشتباه و تکرار مکرر یک استراتژی غلط آموزشی، ما را قربانی هزینه های سنگین آموزشی و یاد نگرفتن های متوالی می کند ...  مقصر کیست؟

شاید بتوان به جرات گفت که مقصر اصلی این امر دانش آموختگان زبان نیستند؛ چرا که در برخی مواقع عواملی نظیر گذر زمان و در معرض زبان خارجی قرار گرفتن می تواند تا حد قابل توجهی میزان دانش زبانی دانش آموختگان را بهبود بخشد؛ اما همان زبان هراسی دیرینه ای که در وجودشان ریشه دوانده، چون سد بزرگی عمل می کند و مانع از برقراری ارتباط و بکارگیری آموخته های زبانی در زندگی و روزمرگی هایشان می شود. بنابراین اگر در روند آموزش زبان با دانشجویانی مواجه شویم که خواسته یا ناخواسته از این مساله رنج می برند؛ اولین قدم در زبان آموزی به آن ها و سازگار نمودنشان با محیط آموزشی, برطرف کردن یا به حداقل رساندن این "هراس" از پیکره ی وجودی آن هاست. به پیوست زدودن این اضطراب ها و تنش ها از دانشجویان، میزان اعتماد به نفس، تمرکز، خود باوری، خلاقیت، کامیابی، انرژی، حس مشارکت، و در نتیجه یادگیری موثر و زبان آموزی هدفمند در آن ها افزایش می یابد.


 

چگونه می توان اضطراب ناشی از یادگیری زبان را در افراد به حداقل رساند؟


کنترل و به حداقل رساندن " ترس از تکلم و بکارگیری زبان خارجی" مستلزم پیروی از راهکارها و تغییراتی در مدرسین زبان و همچنین دانشجویان می باشد.

در وهله ی اول به بررسی برخی از مواردی می پردازیم که باید توسط مدرسین زبان اعمال گردد :

  • سعی بر به تعادل رساندن ویژگی های شخصیتی و رفتاری مدرس : یک مدرس خوب باید از تعریف مبالغه آمیز در مورد خود ، تجارب آموزشی گذشته و توانائی بالایش دریادگیری زبان بپرهیزد . کنترل حس خود برتربینی و تمایز داشتن با زبان آموزان از جمله اصول اساسی تدریس زبان خارجی می باشد .
  • بال و پر دادن به زبان آموزان : تشویق و تحریک حس مشارکت کلاسی در زبان آموزان و پر رنگ کردن ویژگی های شخصیتی و هنر یادگیری در آنان برای رسیدن به یادگیری مطلوب حائز اهمیت است .
  • استفاده از تکنیک ها و استراتژی های تدریس موثر : مدرس زبان انگلیسی باید شیوه های آموزشی متناسب با سطح زبانی ، سن و سال، توانائی های فردی، ضریب هوشی و سایر موارد موثر در یادگیری را با جدید ترین متد های آموزشی و خلاقانه موثر در کشور های مختلف دنیا بیامیزد.

 
و اکنون تعدادی از راهکارها را مطرح میکنیم که باید توسط زبان آموزان اعمال شود :

  • نگرش فردی زبان آموز در مورد خود : زبان آموز باید بپذیرد که "زبان آموز" است. بنابراین خطا کردن و اشتباه بر او جایز است. اگر به خودی خود از نظر تمامی جنبه های زبانی کامل باشد که دیگر نیازی به کلاس درس و استاد ندارد. او باید بپذیرد که کامل نیست و کسی در خدمت اوست که اشتباهاتش را اصلاح کند .
  • آهستگی و پیوستگی در امر یادگیری : صبر و حوصله لازمه یادگیری موثر و ماندگار است. زبان آموز در نهایت سماجت برای فراگیری آن چه نمی داند، باید در رسیدن به سطح زبانی مورد نظر شکیبا باشد. در عین حال او همواره کنجکاو و خواهان یادگیری است .
  • یادگیری هیچ مهارتی بدون خطر کردن امکان پذیر نیست : اگر دقت کرده باشید یادگیری مهارت های شناخته شده و ضروری زندگی مستلزم دل به دریا زدن و سپس تکرار و تمرین است. برای مثال اگر  بخواهید شناگر خوبی شوید و یا راننده ای ماهر باشید، باید ترس خود را از آب و یا از خیابان  های شلوغ کنار بگذارید. یادگیری زبان نیز بدون به کار بردن دانش زبانی و آموخته های اندک سودی ندارد و همچنین اگر سعی در تعامل به زبان توسط فراگیران زبان نباشد، این اضطراب هرگز آن ها را آسوده نمی گذارد .
  • پیش خوانی و آمادگی برای هر کلاس : فراگیر زبان انگلیسی می تواند برای به حداقل رساندن اضطراب کلاسی، با مشورت دبیر و در نظر گرفتن محتوای آموزشی مطالبی را از پیش مطالعه کرده و خود را تا حدی برای مشارکت در کلاس آماده نماید .
  • جدول و برنامه ریزی مشخص : هر زبان آموز باید برای مطالعه روزانه، میزان پیشرفت، روند یادگیری و تفکیک سایر امور از امر یادگیری زبان "جدول زمان بندی مناسب" داشته باشد.
  • نظم و ترتیب و بها دادن به سلامت روح و روان : زبان آموزان باید میزان فعالیت های جسمانی خود را بالا ببرند؛ تکنیک های تمرکز و تکنیک های آرامشی را تمرین کنند؛ مقدار و ساعت خواب  خود را تنظیم نمایند و تا حد امکان دغدغه های روزمره شان را کنترل کنند تا به نتیجه مطلوب تری دست یابند.

در این راستا آموزشگاه زبان دوم با اتخاذ رویکرد روانشناسی فراشناختی و آموزش اساتید خود و استفاده از ظرفیت مشاوره در امر آموزش، گامی مثبت در جهت رفع هراس و استرس به عنوان مشکلی متداول در زبان آموزان برداشته و توانسته است که میزان اثربخشی آموزشی را نسبت به ساختارهای سنتی ارتقا دهد.